شوخی با زاینده رود

خرید بک لینک
چند روز پیش مهمان کنگره معماری شهرها در اصفهان بودم. هوا آشفته بود گاه گاهی ابر می آمد و اندکی هوا بغض می کرد و البته سرما هم نفس گیر بود. در یکی از فرصت های تنفس به هواخوری آمدیم. در آن لحظه اتفاقن هوا برفی شده بود و چنان برفی می آمد که نگو. یکی از اساتید پیشکسوت جلوی در مشغول شال و کلاه بود تا به منزل برود همراهش گفت استاد، برف خوبی گرفته. استاد گفت: خدا شوخی میکنه. گفت: چرا شوخی؟ یعنی چه؟ استاد گفت اگه خدا می خواست شوخی نکنه و برف بده با هوای نیمه ابری برف نمیداد، وسط روز نمیداد بلکه سر شب میگرفت و تا صبح میومد...
استاد راست می گفت. این هوای برفی تا چند دقیقه بود و اشک محبتی بر خیابان جاری نشد. مجلس تمام شده بود. در راه منزل از کنار پل خواجو می گذشتم. اتفاقن زاینده رود را هم خیس کرده بودند. به خاطرم آمد که: «دارند با زاینده رود شوخی می کنند.» راستی اگر قرار بود شوخی نکنند این همه برای دادن حق کشاورزان بوق و کرنا نمی کردند. امشب یکی از کشاورزان شرق اصفهان مهمان من بود از وضع کشت پرسیدم گفت داریم می کاریم اما فایده ندارد اگر دوماه پیش که فصل کشت بود آب داشتیم محصول ما دوبرابر بود اما حالا نصف است. خیلی نا امید بود. به رویش نیاوردم که با شرایطی که وجود دارد من از او ناامیدترم. نعوذ بالله انگار این روزها از خدا هم کاری ساخته نیست. قول سعدی به خاطرم آمد که:
چنان آسمان بر زمین شد بخیل
که لب تر نکردند زرع و نخیل
در اصفهان هنوز ناودان ها ی منازل به کار نیفتاده. بالا دست که مشخص است درختان هلو در خانه های ویلایی با آب زاینده رود له می شوند...
عدل سلطان گرنپرسد حال مظلومان عشق
گوشه گیران را زآسایش طمع باید برید
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۵ساعت 23:23 توسط فروغی |
ویستاباد...

ما را در سایت ویستاباد دنبال می‌کنید

برچسب: شوخی,زاینده,رود, نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:50

صفحه بندی