استعمار سه مرحله کلی دارد
استعمار قدیم(کهنه) یا همان Old Colonialism که با هدف کسب منافع بود ابزارش نیروی نظامی بود و زمانش از قدیم الایام تا حدود پایان جنگ دوم جهانی. در این نوع استعمار استعمارگر با تصرف نظامی و گاه بی احترامی به هویت ملی منابع و منافع مستعمره را غارت می کرد و شکل زندگی مستعمره و رفاه آن برای استعمارکر مطرح نبود.
استعمار نو یا همان New Colonialism که با هدف کسب منافع و دنبال همان استعمار قدیم بود اما در ابزار و نگاه خودش تجدید نظر کرد. برابر نظریه گیدنز با جهانی شدن و سرعت گرفتن در پیشرفت ها تغییراتی جدی در همه ی جوانب تمدنی آغاز شد. در سالهای پس از جنگ دوم استعمارگران با تاثیر پذیری از تحولات قرن نوزدهم و بویژه جنگهای اول و دوم و مسئله کمونیزم و جهان دوقطبی کوشیدند تا به استقلال ملی و هویت ملت ها احترام گذاشته و از دخالت دادن نیروی نظامی و تصرف دوری کنند. آنها با برقرار کردن رابطه نابرابر تجاری و تبدیل مستعمره به تولید کننده تک محصولی منافعی را کسب می کردند این نوع استعمار که از قرن نوزدهم توسط آمریکاییان سابقه داشت از آغاز جنگ سرد جدی تر شد و تا پایان جنگ سرد بورس داشت.
استعمار نوع سوم را می توان فرانو نامید که با پایان جنگ سرد و تک قطبی شدن رونقی جدی گرفت. در این نوع استعمار هدف همان کسب منافع است اما اینجا منافع نه منابع زیر زمینی و نه پولی است که از راه تجارت بدست میاید بلکه در این مرحله استعمارگر متوجه ارزش منابع انسانی شده و می کوشد با استفاه از ابزار رسانه و ایجاد تفرقه های مختلف قومی و مذهبی و امثالهم (هرجا به فراخور زمینه های موجود) شرایطی را فراهم کند که نخبگان از کشور ها گریز کرده و به سمت ایشان روی آورند.