حزب در ایران

خرید بک لینک

حزب به معنی گروه و دسته است و اصطلاحاً به جمعی از یاران همرأی گفته میشود که برای یک هدف مشترک کار کنند. در تاریخ اسلام به جنگ خندق «احزاب» هم گفتهشده است زیرا در این جنگ گروههای مختلفی از مشرکان با یکدیگر متفق شدند تا بنیاد حکومت اسلامی پیامبر را براندازند. اینها معنی حزب در ادبیات گذشتهی ماست اما امروز وقتی واژهی «حزب» را بر زبان میآوریم غالباً منظورمان دستهبندی سیاسی است و گروهی را در نظر میآوریم که برای دستیابی به یک هدف سیاسی مشترک در مسیر به دست گرفتن قدرت تلاش میکنند. سابقه حزب، در قالب سیاسی آن و به این معنایی که امروزه شناختهشده است، در ایران به دوران مشروطه بازمیگردد. پیشرفت اروپاییان و عقبماندگی ما در دوران قاجار نخبگان جامعه را به تکاپو انداخت تا علت را پیدا کنند. آنها بهطور طبیعی منتقد شرایط موجود بودند و آرزو میکردند در ایران تغییراتی اتفاق بیفتد اما بر سر چگونگی این تغییر اختلافنظر وجود داشت. دامنهی این اختلافات خیلی زیاد بود یعنی اینکه گروهی خواهان کمترین تغییر و اصلاح بودند و گروهی حداکثر تغییرات را میخواستند. در این راستا انجمنهایی تشکیل شد و یارگیریهایی هم روی داد. هرچند میتوان برای تاریخچه احزاب در تاریخ معاصر ایران دستهبندیهای مختلفی ارائه کرد و آن را به دستهبندیهای جزئیتر تقسیم نمود اما بهطور کل این دستهبندیها و یارگیریها از دوران مشروطه تا به امروز را میتوان در پنج مرحله کلی تقسیم نمود: - مرحله اول از مشروطه تا آغاز سلطنت رضاشاه - مرحله دوم از آغاز سلطنت رضاشاه تا سقوط رضاشاه در شهریور 1320 - مرحله سوم از سقوط رضاشاه تا کودتای 28 مرداد 1332 - مرحله چهارم از کودتای 28 مرداد تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 - مرحله پنجم پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون مرحله اول؛ پس از پیروزی مشروطه خواهان و پس از استبداد صغیر با تشکیل مجلس دوم این دستهبندیها در قالب حزب خود را نشان داد. نام حزب عامیون و حزب اعتدالیون برای ما آشنا است. اینها معروفترین احزاب مجلس دوم بودند. عامیون که غربگرا بودند و معتقد به تغییرات تند و جدی بدون ملاحظات اسلامی بودند دین را هم از سیاست جدا میدانستند و خود را انقلابی میخواندند. در مقابل ایشان، اعتدالیون نه دین را جدای از سیاست میدانستند و نه خواهان کنار گذاشتن قوانین اسلامی بودند. دعواهای انقلابیون و عامیون کار را بهجای باریک کشاند و آثار مثبتی از خود بهجا نگذاشت تا جایی که آشفتگیهای درونی مملکت ما در آن شرایطی که نیاز به اتحاد داشتیم سبب پریشانی مملکت شد. ادیبالممالک فراهانی در شعر خود این دعواها را به باد انتقاد گرفته است: نوعروس ملک را کابین نمود ازبهر خصم اعتدالیون زسویی انقلابیون ز یکسو کارکرد عامیون و اعتدالیون عمدتاً به دوران پس از مشروطه تا روی کار آمدن پهلویان محدود میشود اما رگههایی از تفکر آنان تا امروز هم در میان تندروها و کندروها دیده میشود. مرحله دوم؛ در دوران رضاشاه بهواسطه استبداد رأی شاه و شرایط خاص پس از جنگ اول بهواسطه ناامنیهای موجود، شرایط تکوین احزاب به وجود نیامد و حزب رادیکال که داور رهبر آن بود در خدمت شاه بود. مرحله سوم، این دوران «بهار احزاب» در ایران است و بهواسطه آنکه شرایط جنگ دوم و حضور متفقین و پسازآن جنگ سرد برقرار بود و شاه جوان هنوز مهار قدرت را در اختیار نگرفته بود احزاب زیادی در ایران رشد کردند و یارگیری نمودند. احزاب این دوران مختلف و متعدد با مرامهای گوناگون از اسلامگرا تا سکولار و کمونیست بودند اما از میان این احزاب موفقترین آنها از جهت تحزب، حزب توده بود که به پشتوانه خارجی و آرمانگراییهای خاص خود همراه با نفوذ در میان نخبگان توانسته بود رشدی کلاسیک داشته باشد. حزب توده را نیرومندترین شبکه حزبی در ایران بود که اگر کودتای 28 مرداد نبود و این حزب بهعنوان خط قرمز ساواک شناخته نمیشد شاید کارکرد این حزب در تاریخ ایران بهصورت دیگری بود. در این دوران فداییان اسلام هم به روشهای بنیادگرایانه فعال بودند در کنار آنها جبهه ملی هم از منافع ایران در ماجرای نفت دفاع میکرد و حزب زحمت کشان هم شهرتی داشت. مرحله چهارم؛ پس از کودتای 28 مرداد تا پیروزی انقلاب اسلامی وضعیت متفاوت شد. شرایط جنگ سرد و همسایگی ایران با شوروی سبب شده بود تا آمریکاییها سرمایهگذاری جدی در تغییرات اجتماعی اقتصادی و سیاسی ایران داشته باشند که این فعالیتها با همان کودتا شروع و با کمکهای اصل چهار ترومن ادامه پیدا کرد و تأسیس ساواک بهعنوان بازوی امنیتی هدف کلی را در نظر داشت. فعالیت تودهایها در این دوران ممنوع شد اما با گشایش فضای سیاسی ایران در سالهای 1339 تا 1343 بارقههایی از فعالیت سیاسی رخ نمود که نهضت ملی ایران، سازمان مجاهدین خلق، هیئتهای موتلفه و احزاب دیگری در قالب مخالف به شکل علنی و بعضاً زیرزمینی فعال شدند اما هنوز حزب رسمی که فعالیت آزاد داشته باشد آنچنان جدی و چشمگیر نیست. در سالهای 1336 به بعد اولین حزب دولتی با نام حزب مردم را اسدالله علم تأسیس کرد یک سال بعدازآن منوچهر اقبال حزب ملیون را بنیاد گذاشت ولی در فضای سیاسی ایران تأثیر قابلتوجهی نداشتند. در دهه 1340 کانون مترقی، حزب پان ایرانیست و حزب ایران نوین هم به جمع این احزاب پیوستند گرچه حزب ایران نوین دوام زیادی هم داشت و گاهی در مجلس هم اکثریت را به دست میآورد اما دولتی بودن آنها مانع رشد کلاسیک آنها در میان توده میشد. این حزب ایران نوین در سال 1353 با تأسیس حزب فراگیر دولتی دیگری به نام رستاخیز که شاه از آن پشتیبانی روشنی هم داشت، در حزب رستاخیز ادغام شد و احزاب دیگر هم به این حزب دولتی پیوستند اما خودرأی بودن شاه مانع استقلال رأی نخبگان میشد و رهبران آن فاقد رأی و بهطور طبیعی این احزاب بیاثر بودند. کار بهجایی رسید که همین حزب رستاخیز کانون حمله مخالفان شاه شد. مرحله پنجم، دوران پس از پیروزی انقلاب است که در سالهای اولیه آن احزاب متعددی حتی حزب توده فعال بودند و حزب نویی به نام حزب جمهوری اسلامی هم فعالیت خود را آغاز کرد. بهطور طبیعی درگیریهای انقلابیون با کسانی که در برابر حکومت موضع گرفته بودند صحنه سیاسی را به صورتی دیگر رقم زد و تشکیل احزاب شرایط تثبیت بعد از پیروزی را میطلبید اما متأسفانه با شرایط جنگ و مسائلی که در دنبال آن ایجاد شد دستهبندیهای سیاسی صورت دیگری شد. مطالعه شرایط مرحله پنجم هم در حوزه علوم سیاسی است و برای بررسی تاریخی آن باید منتظر گذر زمان برای رو شدن اسناد باید بود.

ویستاباد...

ما را در سایت ویستاباد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: جمعه 12 دی 1399 ساعت: 2:06

صفحه بندی