
چند روز پیش در جشن دانش آموختگی دانشجویان پردیس باهنر اصفهان شرکت کردم و در بزم ایشان شریک شدم. شبی به یادماندنی بود. به خوبی می توانستم غم و شادی را در کنار هم در گونه های هریک شان تشخیص بدهم. بعضی هاشان هم از این که این غم جدایی از یکدیگر و احیانا دانشکده و استادانشان را به زبان بیاورند اکراه نداشتند. بزمی آراسته و هنرمندانه ترتیب داده بودند که می ش...
ادامه مطلب
ای که پنجاه رفت و درخوابیشناسنامه ام می گوید ششم شهریور امسال پنجاه ساله شدم؛ خودم اما به سالش هم مطمئن نیستم چه رسد به ماه و روزش. آن زمان حداقل در خانواده ما و در روستا این آداب نبود که تاریخ را دقیق ثبت کنند. برخی از روستاییان صبر می کردند تا بچه ها چهار پنج تا که می شدند در یک سفر به شهر برای همه شان شناسنامه می گرفتند. راستش را بخواهید خودم هم قبل از دوران استخدامم با این تاریخ تولدم غریبه بودم اما امروزه به مدد جشن تولد در خاطرم می ماند جشن تولدی که به قول دوست ادیبم عباس ...
ادامه مطلب